تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال

اگر علاقه‌مند هستید در بازارهای مالی حضور داشته باشید، تحلیل تکنیکال مهارتی است که باید آن را فرا بگیرید. زیرا تحلیل تکنیکال یکی از ابزارهای مهم برای بررسی اتفاقاتی است که در هر بازار مالی رخ می‌دهد و می‌تواند به شما کمک کند تا برای انجام معاملات خود تصمیم‌های سنجیده‌‌تری بگیرید.

تعریف تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال روشی برای پیش‌بینی قیمت‌ها در بازار از طریق مطالعه وضعیت گذشته بازار است. تحلیل‌گران برای این کار مجموعه وسیعی از نمودارهای قیمت را بررسی می‌کنند.

ماهیت پیش‌بینی‌هایی که به کمک تحلیل تکنیکال انجام می‌شود را می‌توان با پیش‌بینی‌های هواشناسی مقایسه کرد. زیرا در هر دو، پیش‌بینی آینده بر مبنای اطلاعات گذشته است و از طرفی قطعیت این پیش‌بینی‌ها را نمی‌توان تضمین کرد.

کاربردهای تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال برای بررسی و پیش‌بینی نوسانات قیمت کالا، سهام، قراردادهای آتی، شاخص‌ها و یا هر محصولی که قیمت آن تحت تاثیر فشارهای عرضه و تقاضا قرار داشته باشد، کاربرد دارد.

قیمت محصول مالی مشخص می‌تواند به هر ترکیبی از قیمت‌های بازشدن، بسته‌شدن، بالاترین قیمت و پایین‌ترین قیمت در چهارچوب‌های زمانی مشخص اشاره داشته باشد.

چهارچوب‌های زمانی می‌توانند بر پایه قیمت‌های روزانه، هفتگی و یا ماهانه شکل بگیرد. همچنین برخی از تحلیل‌گران تکنیکال در کنار تغییرات قیمت، حجم معاملات یا تعداد قراردادهای باز در معاملات آتی را نیز بررسی می‌کنند.

تحلیل تکنیکال

محورهای اصلی یک تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال دانشی تجربی است که طی زمان تکامل یافته و افراد بسیاری در رشد و هدایت آن نقش داشته‌اند. اما بی‌شک پایه‌های تحلیل تکنیکال که امروز به‌طور گسترده در سراسر دنیا به کار برده می‌شود، توسط بررسی‌ها و نتیجه‌گیری‌های چارلز داو (کارآفرین و روزنامه‌نگار آمریکایی) بنا نهاده شد.

او در مطالعات خود به چهار محور اصلی در بحث تحلیل تکنیکال رسید که بسیاری از تحلیل‌گران به آن‌ها معتقد هستند:

  1. برآیند حرکت‌های قیمت تصادفی نبوده و تابع روند است؛
  2. تاریخ تکرار می‌شود؛
  3. همه چیز در قیمت خلاصه می‌شود؛
  4. «چگونه» از «چرا» اهمیت بیشتری دارد؛

برآیند حرکت‌های قیمت تصادفی نیست

ممکن است این پرسش در ذهن شما نیز باشد که با چه استدلالی می‌توان از قیمت‌های گذشته، آینده را پیش‌بینی کرد؟ برای پاسخ به این پرسش فرض بر این است که احساسات شرکت‌کنندگان بازار، جزئی جدانشدنی از عوامل نوسان قیمت است.

با این فرض و با توجه به اینکه روانشناسی جمعی افراد در بازارهای مالی تقریبا مشابه است، می‌توانیم بگوییم که نوسانات آینده بازار می‌تواند شبیه به نوسانات گذشته آن باشد. در واقع احساسات معامله‌گران پل ارتباطی گذشته و آینده بازار است. اما یک تحلیل‌گر هرگز احتمال پیش‌آمد خطا را صفر در نظر نمی‌گیرد.

تاریخ تکرار می‌شود

اگر قبول کنیم که با تکیه به الگوها و حرکات تکراری و مشابه در گذشته بازار، می‌توانیم اتفاقات آینده را پیش‌بینی کنیم، پس دور از انتظار نیست که برخی اتفاقات گذشته، به شکلی مشابه در آینده نیز تکرار شوند. به همین دلیل گاهی اوقات می‌توانیم انتظار داشته باشیم که «تاریخ تکرار می‌شود.» از این رو بسیاری از تحلیل‌گران این موضوع را یکی از محورهای تحلیل تکنیکال می-دانند.

همه چیز در قیمت خلاصه می‌شود

اغلب تحلیل‌گران تکنیکال جمله «همه چیز در قیمت خلاصه می‌شود» را پایه و اساس تحلیل تکنیکال می‌دانند. به همین دلیل برای یادگیری تحلیل تکنیکال ابتدا باید به درک درستی از این جمله بسیار مهم برسیم.

یک تحلیل‌گر تکنیکال به این باور رسیده است که هر‌چیزی که بتواند در قیمت تأثیرگذار باشد اعم از بنیادین، فاکتورهای سیاسی، جغرافیایی و یا سایر فاکتورها در قیمت یک سهم لحاظ شده است. پس می‌توان نتیجه گرفت که تحلیل قیمت‌ها تمام آن چیزی است که به آن نیاز داریم.

«چگونه» از «چرا» اهمیت بیشتری دارد؛

تقریبا همه تحلیل‌گران تکنیکال معتقدند نیرویی که جهت عرضه و تقاضا را تغییر می‌دهد، برآیند تغییرات مربوط به اقتصاد بازار است و نمودارها خود به تنهایی علت بالا یا پایین آمدن قیمت نیستند.

همچنین یک تحلیل‌گر تکنیکال به هیچ وجه به دنبال یافتن علت تغییر جهت قیمت‌ها نیست. زیرا بیشتر اوقات کسی نمی‌داند چه اتفاقی می‌افتد که قیمت‌ها نوسان می‌کنند. از این رو «چرا» برای تحلیل‌گر مهم نیست؛ بلکه برای او اینکه «چگونه» جهت قیمت‌ها تغییر می‌کند، اهمیت دارد. چون او فقط باید بر قیمت و حجم تمرکز کند.

به همین دلیل تحلیل‌گر تکنیکال به جای تمرکز بر چرایی با بررسی چگونگی، می‌تواند با استفاده از مطالعه الگوها تغییرات بازار را به موقع شناسایی کرده و پایداری آن را بسنجد.

معامله‌گران چگونه تحلیل تکنیکال انجام می‌دهند؟

هر معامله‌گر به کمک تحلیل تکنیکال می‌تواند بهترین زمان برای خرید و فروش سهم را تشخیص دهد و انتخاب کند. البته در این زمینه تجربه معامله‌گر بسیار مهم است و به او در پیش‌بینی روند آینده بازار بسیار کمک می‌کند. حال هر معامله‌گران تحلیل تکنیکال را با تکیه بر دو عنصر زیر انجام می‌دهند:

تحلیل تکنیکال

1) مطالعه رفتار و حرکات قیمت

تغییرات و حرکات قیمت اصولا با استفاده از پیشینه تاریخی و نمودارهای پر از اطلاعات تحلیل تکنیکال می‌شوند. بیشتر سفته-بازان و سرمایه‌گذاران با دیدگاه کوتاه‌مدت از این روش استفاده می‌کنند تا بازده موردنظر خود را در هنگام بالا رفتن قیمت سهم افزایش دهند.

2) بررسی حجم سهام در گذشته

ابزارهای گوناگونی مثل وب سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها برای مشاهده حجم سهام در گذشته می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. مثلا حجم معاملات هر سهم در بازار بورس تهران را می‌توان به صورت روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه در صفحه سایت مدیریت فناوری بورس تهران مشاهده کرد.

تحلیل تکنیکال؛ هنری در دل علم اقتصاد

یکی از نقدهای وارد به تحلیل تکنیکال، این است که بسیار قائم به شخص است. یعنی نقش تجربه و حتی روحیات یک تحلیل‌گر تکنیکال در تحلیل‌هایی که ارائه می‌کند، موثر است. به همین دلیل این موضوع مهم است که چه کسی نمودارها قیمت‌ها را تحلیل و بررسی می‌کند.

این ویژگی در برخی مواقع می‌تواند بسیار خوب و در برخی موارد می‌تواند ناخوشایند باشد. به همین دلیل عده‌ای معتقد هستند که تحلیل تکنیکال را بیشتر از علم، می‌توان یک هنر در دل علم اقتصاد به حساب آورد. از این رو اگر یک تحلیل‌گر تکنیکال را «هنرمند» خطاب کنیم، تعبیر اشتباهی نداشته‌ایم.

با این توضیح ما در تحلیل تکنیکال با چهار ویژگی روبرو هستیم:

1) جهت گیری و قضاوت

تحلیل تکنیکال، یک تحلیل مبتنی بر ذهن و خلاقیت است و ممکن است قضاوت شخصی و جهت‌گیری تحلیل‌گر در آن دخیل شود. چه تحلیل‌گر شخصی بی‌پروا و چه محتاط باشد؛ تحلیل‌هایش نوع ذهنیت و تفکرات درونی‌اش را منعکس می‌کند.

2) تاخیر

مهم‌ترین نقدی که به تحلیل تکنیکال وارد می‌شود، تاخیر زمانی آن است. تحلیل‌گران تکنیکال با تجربه با تلفیق دیدگاه‌های مختلف، می‌توانند روندهای اصلی را خیلی زودتر تشخیص هستند. این موضوع به مهارت و تجربه تحلیل‌گر بستگی دارد.

3) تفسیر آزاد

علیرغم این‌که در تحلیل تکنیکال، استانداردها و اصول پذیرفته شده‌ای وجود دارد، ممکن است تفسیرهای متفاوتی از نموداری یکسان به وجود بیاید. این در حالی است که هر دو شخص ممکن است دلایل موجهی برای توجیه نظر خود ارائه دهند و به خطوط حمایت و شکست استانداردی تکیه کرده باشند. کلید حل این اختلافات سه چیز است: تجربه، تجربه و تجربه!

4)  سردرگمی معامله‌گر

الگوها و سیگنال‌هایی که تحلیل‌گر ارائه می دهد مثل حروف الفبا هستند که تنها در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. مانند حروف الفبا که تبدیل به کلمات می‌شوند و سپس جملات معنادار با آنها ساخته می‌شود.

در اینجا هم سیگنال‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند و استراتژی‌های معاملاتی را شکل می‌دهند. سیگنال‌ها به تنهایی باعث سردرگمی معامله‌گران می‌شود, چون ممکن است سیگنالی اخطار خرید و سیگنالی دیگر اخطار فروش بدهد.

تحلیل تکنیکال

مقایسه تحلیل تکنیکال با تحلیل فاندامنتال

هر معامله‌گر در بازارهای مالی برای تحلیل قیمت‌ها از دو روش تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال استفاده می‌کند. در تحلیل فاندامنتال تمرکز روی عواملی است که روی قیمت خرید و فروش محصول یا سهام تاثیر می‌گذارند.

به عبارتی تحلیل فاندامنتال به بررسی عوامل بر هم زننده تعادل بین خرید و فروش می‌پردازد. چیزی که در تحلیل تکنیکال روی آن مانور داده نمی‌شود.

از این رو با آن‌که تحلیل فاندامنتال اصولی‌تر و ریشه ای‌تر با مباحث مالی مواجه می‌شود، اما تحلیل تکنیکال به دلایل زیر، بیشتر مورد توجه استقبال قرار گرفته است:

  • سرعت عمل بالایی دارد. بنابراین به ما این امکان را می‌دهد که در مدتی کوتاه‌تر، تعداد سهام بیشتری را بررسی کنیم.
  • تحلیل تکنیکال نیاز به دانش بالای علوم اقتصادی، مالی و سیاسی ندارد. در حالی که یادگیری تحلیل فاندامنتال به این سادگی‌ها نیست!
  • تحلیل تکنیکال در رابطه با همه بازارها و دارایی‌های مالی قابل استفاده است. اما تحلیل فاندامنتال معمولاً در بازارها و شرکت‌هایی با مقیاس‌های بزرگ به کار برده می‌شود.

/ انتهای مقاله

برای اطلاع از آخرین مطالب و رویدادهای آموزشی و تحلیل‌ها، عبدالحکیم بایی را اینستاگرام دنبال کنید.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید