10 تغییر در سبک زندگی برای خلق ثروت

در حال جستجو در وب‌سایت‌های خارجی بودم تا مقاله‌های تازه‌ای بخوانم. مقاله‌ای در مورد خلق ثروت توجهم را جلب کرد که به نظرم نسبت به مقالات دیگر این حوزه متفاوت بود.

به این خاطر که برای خلق ثروت نه سراغ راه‌های سرمایه گذاری رفته بود و نه نکاتی که همیشه برای ثروتمند شدن گفته می‌شود. این مقاله سراغ زوایایی از سبک زندگی ما رفته بود که تا به حال کمتر به آن توجه می‌کردیم. پیش خود گفتم خواندنش برای مخاطبین فکر طلایی هم خالی از لطف نخواهد بود.

 

مقدمه

برادرزاده من خیلی به قول معروف «تو نخ ثروت‌مند شدن» است! او از دوستانش که از خانواده‌های ثروت‌مند هستند برایم تعریف می‌کند. او نظرات خود را درباره اینکه ثروت‌مند بودن چه معنایی دارد، با من در میان می‌گذارد و سپس از من در مورد خانواده‌های مختلفی که اطرافمان هستند می‌پرسد که آیا ثروت‌مند هستند یا خیر؟ 

قبل از اینکه به او جواب بدهم، همیشه از او می‌پرسم که ثروت از نظر او چه معنایی دارد؟ او از من می‌پرسد «آیا ما هم ثروت‌مندیم؟ و من به او پاسخ می‌دهم: «بله! چون سرشار از عشق هستیم، ثروت‌مندیم!»

 

این پاسخ هم برای خاتمه دادن به بحث خوب است و هم به نظر من یک پاسخ هوشمندانه است! بعد از این پاسخ، در مورد چیزهای روزمره دیگر مثل بحث در مورد خوانندگان، سلبریتی ها یا حیوانات خانگی می‌پردازیم!

به دور از شوخی، همیشه سعی کرده‌ام در مورد استراتژی‌های خلق ثروت به او بیاموزم. با گذشت زمان، امیدوارم که این نکات برای او مفید باشد، چون وقتی من واقعاً این چیزها را درک کردم و آن‌ها را در به کار بستم، زندگی مالی من تغییر کرد. شما هم امتحانش کنید، شاید زندگی شما هم از این رو به آن رو شد.

نکته اول: پول یک محرک است، نه یک هدف

وقتی پول تنها هدفتان شد، در دور باطلی می افتید به نام «ثروت‌مند شدن» و مدام به این فکر می‌کنید که پس من چه موقع قرار است به نقطه دلخواهم برسم؟
طرز فکرتان از «هدف» بودن پول را باید به «محرک» بودن پول عوض کنید.
بدانید که پول می‌تواند یک هدف کوتاه مدت باشد، اما در بلندمدت وقتی چیزهای ارزشمندتری به دست آوردید یا چیزهای ارزشمندتری مثل سلامتی، آزادی و یا خانواده را از دست دادید، پیش خود می گوئید: «آه! من به هرچیزی که دارم راضی‌ام. پول اونقدرها هم ارزششو نداره!»

برای اینکه واقعاً انگیزه داشته باشید تا از چالش‌های اجتناب‌ناپذیر عبور کنید، باید دلیل واقعی کاری که می‌خواهید انجام دهید را روشن و شفاف کنید.

مثلاً «آزادی» همیشه از دغدغه‌های من بوده و فکرم را به خود مشغول کرده است. آزای یعنی رهایی از احساس خفگی.
احساس خفگی به خصوص در مواقعی به سراغ من می‌آمد که از رضایت، آزادی و لذت شغلی‌ام،‌ دور شده بودم.

 

[alert type=”success”]بخوانید: چگونه باورهای اشتباه درباره پول را تغییر دهیم؟[/alert]

در چنین شرایطی چون تصویر روشنی از زندگی خودم داشتم، توانستم از شغلم کناره گیری کنم.
هرچه پول به من می‌دادند، بازهم نمی‌پذیرفتم که در شغلم بمانم. چون مفهوم آزادی برایم از پول ارزش بیشتری داشت.
نیاز اصلی من آزادی و تسلط و کنترل خودم بر زمان بود، نه کنترل شدن توسط شخصی دیگر.

شغلم را رها کردم، نه بخاطر اینکه به نقطه‌ای رسیده بودم که از نظر مالی، مشکلی نداشتم، بلکه به این خاطر که نمی‌توانستم به آن نوع زندگی عادت کنم. بنابراین به آن لگد زدم، به جایی دور پرتاب کردم و دوباره به مفهوم واقعی اهدافم بازگشتم.

در این راه، من هیچوقت به دنبال یافتن شغل جدید نبودم. بلکه می‌خواستم زندگی کنونی‌ام را برنامه ریزی کنم و این تنها انگیزه من بود.

این انگیزه‌ها می‌توانند متفاوت باشند. برای یک نفر، وقت بیشتری با خانواده بودن انگیزه است، برای کسی دیگر ضواهر مادی مثل خانه بزرگ یا اتومبیل گران قیمت و برای برخی دیگر تفریح و تعطیلات خانوادگی.

در یک کلام، حرف من این است: «اگر پول هدف غایی زندگی شما باشد، شکست خواهید خورد. به دنبال انگیزه‌های متعالی‌تر باشید. پول خود به خود به سوی شما جذب می‌شود»

 

 

نکته دوم: از وقتتان برای نمایش خود استفاده نکنید

اخیراً فرصتی برای خوردن شام با تعدادی از همنوعان خود داشتم. زنی در میان آنها بود که تعریفش را زیاد شنیده بودم، از این لحاظ که بهبود بسیار خوبی در کسب‌وکارش داده بود و ثروت خوبی جمع کرده بود.

وقتی با او صحبت کردم، راز موفقیت اش را به من گفت: «من فقط آنچه را به من می گویند، انجام می‌دهم. فقط همین!.»
در حقیقت منظور او این بود که وقتش را هدر نمی‌دهد که دلیل بیاورد چرا این کار را کرده‌است و چرا فلان کار را نکرده است.

البته او اشتباهاتش را با آغوشی باز می‌پذیرد، در مقابل پیشنهادات، منعطف است و این روند همیشگی اوست. او به این کار ایمان دارد و نتایجش را هم دیده است.
اغلب مردم ترجیح می‌دهند پنهان کنند که مرتکب اشتباه می‌شوند و یا اشتباهشان را توجیه می‌کنند و به این وسیله می‌خواهند حس خوبی برای خود شکل بدهند.

اما آن زن او فقط اقرار می‌کند و از آن درس می‌گیرد. تعداد کمی از افراد این کار را می‌کنند. بیشتر مردم ترجیح می‌دهند که حق با آنها باشد و برای اینکار مدام توضیح می‌دهند.

 

نکته سوم: موفقیت‌ها و شکست‌ها، همیشگی نیستند

شما نه برنده‌اید نه بازنده؛ تلاش شما در برخی موارد منجر به موفقیت و در برخی موارد منجربه شکست خواهد شد. نه از شکست‌ها هراسی داشته باشید و نه از موفقیت‌ها مغرور شوید. از شکست‌ها درس بگیرید و سعی کنید موفقیت‌هایتان را بهبود مستمر دهید.

نکته چهارم: در مورد نرخ بازگشت (بازده) دقت کنید

در مورد چیزی که برایش زمان، انرژی و پول مصرف می‌کنید، به دقت رفتار کنید. ببینید نرخ بازگشت هر چیزی که صرف می‌کنید چقدر است. در قبال پولی که صرف می‌کنید چه ثروتی به دست می‌آورید و آیا انرژی‌ای که مصرف می‌کنید واقعاً ارزشش را دارد؟

نکته پنجم: بهترین جا برای شروع، همین جاییست که الان هستید

همه می‌خواهند جلوی صف حرکت کنند، اما همیشه هم قرار نیست این اتفاق بیفتد.
مثلاً شما برای خرید میوه و تره بار به میدان می‌روید. حتماً وقتی در یک صف ایستاده‌اید، آرزو می‌کردید کاش در صف کناری بودید. آیا تا به حال صف خود را عوض کرده‌اید؟

در اکثر مواقع عوض کردن صف هیچ تفاوتی در سرعت حرکت شما به وجود نخواهد آورد. حتی اگر تفاوت داشته باشد، ارزش این همه فکر کردن به آن را ندارد. در هر صورت شما چه این طرف باشید و چه آن طرف به اول صف خواهید رسید. این طور نیست؟

تنها تضمین واقعی این است که اگر به هیچ صفی وارد نشوید، هیچ وقت به اول صف هم نخواهید رسید.
زندگی هم همین شکلی است. تصمیم بگیرید که به یک سف وارد شوید. اما دائماً از این شاخه به آن شاخه نپرید. فقط کاری که باید را انجام دهید. فقط بر کارهایی که می‌توانید انجام دهید، تمرکز کنید.

نکته ششم: بر مدیریت انرژی تسلط پیدا کنید نه بر مدیریت زمان

خیلی از افراد را دیده‌ایم که بزرگترین بهانه‌شان برای موفق نشدن یا انجام ندادن کارهایشان این است که «وقت ندارم!». با اینحال آن‌ها برای دنبال کردن اخبار سلبریتی ها، فوتبال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی به اندازه کافی وقت دارند و شب‌ها پای تلویزیون خوابشان می‌برد. آن‌ها همیشه در این جهل هستند و تا وقتی خودشان نخواهند، این اشتباه را تکرار می‌کنند.

من متوجه شدم که زمان، مسئله اصلی نیست. چیزی که اصل است، مسئله انرژی است. من در حال حاضر برنامه غذایی، ورزش و برنامه کاری خودم را روی مسئله انرژی معطوف کرده‌ام.

 

[alert type=”success”]بخوانید: پنج حساب طلائی برای مدیریت مالی شخصی[/alert]

 

شرح این نکته بسیار مفصل است. اما برای اینکه به اهداف بزرگ زندگی خود برسید، همانطور که به خواب کافی، آب کافی، پیاده روی و قند و شکر نیاز داریم، به انرژی هم نیاز داریم. در حقیقت مسئله اصلی افراد نه زمان که سطح پایین انرژی آنهاست.

با رعایت نکات سلامتی و انتخاب یک سبک زندگی بسیار عالی، سطح انرژی شما همیشه از کیفیت مطلوبی برخوردار خواهد بود.
باور من این است که با سطح انرژی بالا، کاری را که اغلب افراد در ۷ الی ۸ ساعت انجام می‌دهند، می‌توان تنها در ۲ ساعت مفید انجام داد.

 

 

نکته هفتم: کمال طلبی، شما را فلج می‌کند!

وقتی کمال طلب باشید، منجمد می‌شوید و نمی‌توانید به جلو حرکت کنید.
به جای «کمال طلبی» برا آنچه که «به اندازه کافی خوب» است متمرکز شوید. کاری که امروز می‌توانید انجام بدهید. همین الان!

به قول معروف «آهسته و پیوسته» حرکت کنید و به جای آنکه یک دریا به عمق یک متر باشید، دریاچه‌ای عمیق باشید!
پیشرفت را در دستور کار قرار دهید و کمال طلبی را رها کنید.

 

 

نکته هشتم: هر روز، روز خوبی است. بستگی دارد شما چطور ببینیدش!

مادربزرگم این درس را به من داده است: «اگر حس کردی امروز برایت روز خوبی نیست، خودت مقصری.»
این جمله برای من خوشایند نبود. چون مثلاً وقتی معلمم به من نمره بدی می‌داد یا برادرم کتکم می‌زد، با خود می‌گفتم چطور ممکن است اینها هم تقصیر خودم باشد؟ اما بعدها دریافتم تمام مشکلات من، بابت تصمیمات اشتباهی است که می‌گیرم.

بنابراین در وهله اول این منم که مقصرم. من این انتخاب را دارم که روز خوبی برای خود بسازم یا روز بدی. من کسی نیستم که دائماً شاد باشد و بخندد و از زندگی لذت ببرد. اما در لحظاتی از زندگی که غرولند می‌کنم یا حس خوبی ندارم از خود می‌پرسم که آیا من باید چنین روشی را انتخاب کنم یا می‌توانم آن را تغییر دهم؟

انتخاب شادی و غم و غضه به یک اندازه ساده است. واقعاً به یک اندازه!

 

[alert type=”info”]بپذیرید هر اتفاقی که در زندگی‌تان می‌افتد، ناشی از تصمیمات شماست! چه خوب و چه بد…![/alert]

نکته نهم: برای خود چالش‌های مختلفی ایجاد کنید

از یک دسته از آدم‌ها زیاد خوشم نمی‌آید؛ آن‌ها که مدام در حال غرغر و شکایت از یک مشکل تکراری هستند. این را درک نمی‌کنم که چرا این جور آدم‌ها، راه حلی برای این مشکل به خصوصشان پیدا نمی‌کنند؟ شاید هم دلشان می‌خواهد که این مسئله همیشه مخفی بماند.

بهتر است یاد بگیریم که هر مسئله‌ای برایمان پیش آمد، آن را یک چالش درنظر بگیریم و به دنبال راه حلی برای آن باشیم. هر روز چالش‌های اقتصادی تازه‌ای برایتان پیش می‌آید. سعی کنید در یک مسئله گرفتار نشوید. سریعاً راه حلی برایش پیدا کنید و از آن بیرون بیایید. برای تغییر سبک زندگی و خلق ثروت، یافتن چالش های تازه ضروری است.

 

[alert type=”success”]بخوانید: چطور هدف گذاری مالی کنیم؟[/alert]

 

نکته دهم: لحظه‌های شادتری برای خودتان ایجاد کنید

فهرستی از شادترین لحظات زندگی خود تهیه کنید. اغلب آنها نیازی به پول ندارند. درست است که پول حلال بسیاری از مشکلات است، اما متوجه خواهید شد که هیچ یک از آن‌ها (یا دستکم تعداد کمی از آن‌ها) به پول احتیاج دارد.

این لحظات شاد معمولاً یا حل کردن یک چالش، شبی مفرح در میان خود و دوستانتان و یا شبی خاطره انگیز در میان خانواده بوده است. مثلاً یکی از شادترین لحظات زندگی من وقتی بود که در المپیک زمستانی در حال تماشای نمایش‌های فوق العاده ورزشکاران بودم. این تجربه برای من البته ارزان هم تمام نشد. اما بسیار فوق العاده و هیجان انگیز بود.

اگر می‌خواهید چنین تجربه‌هایی به دست بیاورید، باید سطح درآمد خود را افزایش هید. اما حرف من این است که با درآمد کم هم می‌توانید شادی‌های کوچکی ایجاد کنید و از آن لذت ببرید.

ثروت مهم است، اما همه چیز نیست. بیش از حد بر روی آن تمرکز نکنید. ببینید چه لحظاتی شما را واقعاً خوشحال می‌کند و تلاش کنید که این لحظات را بیشتر از نو خلق کنید. شاید باورش سخت باشد اما اگر تمرکزتان را از روی پول بردارید و روی شادی واقعی معطوف کنید، می‌بینید که پول بیشتری به سوی شما سرازیر می‌شود.

پول درآوردن خیلی سخت نیست. واقعاً سخت نیست. چیزی که سخت است، حفظ پول و استفاده از آن با بالاترین پتانسل است.

 

منبع: https://revnyou.com/10-simple-wealth-creation-strategies/

برای اطلاع از آخرین مطالب و رویدادهای آموزشی و تحلیل‌ها، عبدالحکیم بایی را اینستاگرام دنبال کنید.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید