چطور ریسک سرمایه گذاری در بورس را کاهش دهیم؟

همین اول به سراغ تعریفی از ریسک می‌رویم. در ادامه انواع ریسک را به شما معرفی خواهیم کرد و سپس راه‌هایی برای کم کردن ریسک‌های سرمایه‌گذاری در بورس به شما می‌آموزیم.

ریسک یعنی: احتمال محقق نشدن پیش­بینی‌ها

فرض کنید قیمت سهام شرکت الف ۱۵۰ تومان است. شما پیش­بینی می‌کنید قیمت سهام این شرکت در ماه آینده به ۱۶۰ تومان برسد و بر اساس این پیش‌بینی سهام می‌خرید. در اینجا دو حالت ممکن است رخ دهد:

در حالت اول سهام مذبور در ماه آینده به ۱۶۰ یا بالاتر می‌رسد که در این صورت شما ریسک سرمایه­گذاری را با موفقیت پشت سرگذاشتید و به اصطلاح ریسک سرمایه گذاری شما صفر بوده. اما اگر پیش­بینی شما محقق نشد و سهام شرکت با قیمتی کمتر از آنچه که شما پیش­بینی کرده بودید به فروش برسد (مثلاً ۱۵۵ تومان)، در این صورت پیش­بینی شما با ۵۰ درصد عدم موفقیت همراه بوده.

بنابراین می‌توانیم تعریف دیگری از ریسک کنیم: «ریسک یعنی احتمال عدم موفقیت. هر اندازه احتمال عدم موفقیت در سرمایه­گذاری بیشتر باشد اصطلاحا ریسک سرمایه‌گذاری هم بیشتر می‌شود.»

 

دو نکته اساسی در مفهوم ریسک

در مفهوم ریسک، باید به این دو مفهوم توجه کنیم:

  • پیش­بینی صحیح، نقش مهمی در کاهش ریسک سرمایه­گذاری دارد.
  • سهامداران باید توانایی پذیرش ریسک را داشته باشند. لزوما همه پیش بینی‌ها محقق نمی‌شوند. بنابراین کسانی که در بورس فعالیت می‌کنند، باید همواره ظرفیت پذیرش ریسک را داشته باشند.

البته در سال‌های اخیر و با طراحی برخی شیوه­های جدید سرمایه­گذاری در بورس، امکان سرمایه­گذاری کم ریسک در بورس برای افراد فراهم شده است. اما باید توجه داشته باشیم موضوعی تحت عنوان ریسک را همواره باید در سرمایه­گذاری ها مدنظر قرار دهید.

مفهوم بازده چیست و چه ارتباطی با ریسک دارد؟

به درآمد حاصل از سرمایه گذاری می‌گویند بازده. در مقاله «سرمایه گذاری در بورس و روش‌های آن» گفتیم فردی که سهامی را می خرد، از دو محل کسب درآمد می‌کند.

اول دریافت سود نقدی سالانه و دوم درآمد ناشی از افزایش قیمت سهام. به مجموع این دو درآمد بازده می‌گوییم.

مثلا فرض کنید فردی سهام شرکتی را به قیمت ۱۵۰ تومان می‌خرد. اگر این شرکت در پایان سال به ازای هر سهم ۱۵ تومان سود نقدی به سهام‌داران بدهد و قیمت سهم در پایان سال به ۱۹۵ تومان برسد، بازده سرمایه­گذاری فرد در مجموع ۴۰ درصد است؛۱۰ درصد بازده ناشی از دریافت سود نقدی و ۳۰ درصد بازده ناشی از افزایش قیمت سهام.

فرض کنید شما به­جای خرید سهام یک شرکت اوراق مشارکت را از یک بانک می‌خرید و نرخ سود سالانه اوراق مشارکت هم ۲۰ درصد تعیین شده. بازده سرمایه­گذاری شما در یک سال از طریق اوراق مشارکت ۲۰ درصد خواهد بود. در واقع در قیمت اوراق مشارکت (برخلاف سهام) ثابت است و سرمایه­گذار فقط سود ثابتی در فواصل زمانی تعریف شده دریافت می‌کند.

در اینجا ممکن است این سوال پیش آید: «چرا باید یک نفر سهامی بخرد که ۴۰ درصد بازده دارد، ولی فرد دیگری به ۲۰ درصد بازده راضی است؟ جواب‌هایی که برخی افراد به این سوال می‌دهند:

  • چگونه می‌توان مطمئن شد که سهام شرکت مورد نظر، ۴۰ درصد بازدهی سود دارد؟
  • اگر قیمت سهم برخلاف پیش­بینی‌ها به ۱۹۵ تومان نرسید، چه می‌شود؟
  • اگر شرکت سود نقدی کمتری از مقدار پیش­بینی شده توزیع کرد، تکلیف چیست؟

خرید اوراق مشارکت، حداقل این تضمین را دارد که قطعا ۲۰ درصد بازدهی، به دست خواهد آمد! اما با همه این تردیدها، سرمایه­گذاران بسیاری هستند که ترجیح می‌دهند به­جای دریافت بازدهی ۲۰ درصدی بدون تحمل ریسک، ریسک بیشتری را متحمل شوند و در ازای پذیرش این ریسک، بازدهی بیشتری به دست آورند. برای همین هم هست که به بازده، «پاداش ریسک» هم می‌گویند. بنابراین بازدهی با ریسک، یک رابطه مستقیم دارد: «بازدهی بیشتر یعنی ریسک بالاتر!»

نقش کلیدی ریسک و بازده در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران

همه تصمیمات سرمایه­گذاری براساس روابط میان ریسک و بازده صورت می‌گیرد. چون از یک سو سرمایه­گذاران به دنبال حداکثر کردن بازده خود هستند و از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری با ریسک همراه است.

بنابراین هر سرمایه گذار باید براساس میزان ریسک­پذیری خود، گزینه های مناسب را برای سرمایه­گذاری انتخاب کند.

افرادی که تحمل پذیرش ریسک را دارند، می‌توانند یک راست به سراغ خرید سهام بروند. ولی به کسانی که تحمل پذیرش ریسک را ندارند، این کار توصیه نمی‌شود. چون قیمت سهام همواره نوسان دارد و سود تضمین شده‌ای به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد. برای چنین افرادی سرمایه گذاری بدون ریسک مناسب‌تر است. مثلاً خرید اوراق مشارکت.

حتما می‌دانید سود اوراق مشارکت تضمینی به فرد پرداخت می‌شود وهیچ ریسکی نسبت به کاهش سود یا از دست رفتن اصل سرمایه وجود ندارد. بنابراین اولین و مهم‌ترین گام برای سرمایه‌گذاری در بورس، شناخت کافی از ویژگی‌های فردی و تصمیم‌گیری براساس این ویژگی‌ها است. به شکل زیر نگاه کنید:

 

دایره سبز بیانگر زمانی است که سرمایه­گذار تمایل به پذیرش هیچ میزان ریسکی ندارد. در این حالت، می‌تواند انتظار داشته باشد حداقل بیست درصد بازدهی به­دست بیاورد.

دایره نارنجی بیانگر پذیرش مقداری ریسک توسط سرمایه‌گذار است. در این حالت انتظار سرمایه‌گذار، دستکم ۴۰ درصد بازدهی است.

اما دایره قرمز شرایط پر ریسک را نشان می‌دهد. سرمایه‌گذار حاضر شده متحمل ریسک زیادی باشد. در عین حال او انتظار دریافت بازدهی بالا (دستکم ۶۰ درصد) به عنوان پاداش ریسک دارد.

چرا خودشناسی، مقدمه‌ای بر سرمایه گذاری در بورس است؟

نمودار بالا به خوبی نشان می‌دهد که چگونه افراد پس از درک کامل و واقع بینانه نسبت به ویژگی‌های فردی و میزان ریسک‌پذیری خودشان می‌توانند تصمیمات بهتری برای سرمایه‌گذاری بگیرند.

اکنون امکان سرمایه­گذاری در بورس برای همه افراد با سطوح مختلف ریسک پذیری، وجود دارد. از افراد بسیار ریسک گریز تا افراد بسیار ریسک پذیر. البته خوشبختانه روش‌های زیادی برای کاهش میزان ریسک و خطر در سرمایه‌گذاری در بورس هم وجود دارد که در ادامه به آن می‌پردازیم.

قبل از آن بیایید تفاوت سرمایه­گذاران ریسک پذیر و ریسک گریز و نحوه تعیین میزان ریسک پذیری افراد را بلد شویم!

افراد ریسک­پذیر و افراد ریسک­گریز چه تفاوت‌هایی دارند؟

بیایید ابتدا چند ویژگی ریسک پذیرها را بررسی کنیم:

ویژگی‌های افراد ریسک پذیر

این افراد چون انتظار بازدهی بالا دارند، معمولا به سرمایه­گذاری­هایی مثل سپرده بانکی و خرید اوراق مشارکت تمایل ندارند. این افراد عموما سرمایه­گذاری در بورس را ترجیح می‌دهند. بنابراین تجزیه و تحلیل و تعیین ریسک سرمایه­گذاری برای این گروه از سرمایه­گذاران بسیار مهم است.

ویژگی‌های افراد ریسک گریز

افراد ریسک­گریز بیشتر به سرمایه­گذاری در سپرده‌های بانکی یا خرید اوراق مشارکت علاقه‌مند هستند. چون بدون ریسک هستند و بازدهی تضمین شده دارند.

ویژگی‌های افراد بی تفاوت به ریسک

افرادی که به دلایل مختلف هیچ عکس‌العملی نسبت به فرصت‌های سرمایه­گذاری و ریسک‌های مرتبط با آن نشان نمی‌دهند. به نمودار زیر نگاه کنید:

 

عنوان نمودار: مقایسه عملکرد سرمایه‌گذاران با تحمل ریسک‌های متفاوت

سرمایه­گذار «الف» حاضر است در ازای دریافت ۳۰ درصد بازدهی، به میزان مشخصی ریسک کند. در حالی که سرمایه­گذار «ب»، در صورتی حاضر است همان اندازه ریسک را متحمل شود که حداقل ۴۵ درصد بازدهی کسب کند. یعنی ۱۵ درصد بیشتر از سرمایه­گذار «الف».

همچنین سرمایه­گذار «الف»  در صورتی که ۴۰ درصد بازدهی کسب کند، حاضر می‌شود ریسک بالاتری را بپذیرد. در حالی که سرمایه­گذار «ب» درصورتی ریسک بالاتری را میپذیرد که دستکم ۶۵ درصد بازدهی کسب کند.

در نتیجه سرمایه­گذار «الف» در مقایسه با سرمایه­گذار «ب»، راحت‌تر ریسک می‌کند. (ریسک‌پذیرتر است).

به این ترتیب، هرچه شیب نمودار کمتر باشد، سرمایه­گذار قدرت ریسک پذیری بیشتری را دارد. به طور کلی در این نمودار سرمایه­گذار «الف» در مقایسه با سرمایه­گذار «ب» ریسک­پذیرتر است.

ریسک‌های سرمایه‌‌گذاران در بورس

می‌توانیم ریسک را به دو دسته کلی تقسیم کنیم:

۱- ریسک قابل اجتناب

۲- ریسک غیر قابل اجتناب

ریسک قابل اجتناب

ریسکی که می‌شود با روش‌هایی، جلویش را گرفت! به این دسته از ریسک­ها، غیر سیستماتیک هم می‌گویند. ریسک­های قابل اجتناب یا غیر سیستماتیک، اغلب ناشی از خصوصیات خاص شرکت هستند. مثلاً فرض کنید شما سهام شرکتی را خریده‌اید. حال به این اتفاقات احتمالی فکر کنید:

  • مدیریت شرکت ضعیف باشد؛
  • سهامداران شرکت درست عمل نکنند؛
  • شرکت در رقابت با سایر رقبا موفقیتی به دست نیاورد؛
  • به علت قدیمی‌شدن محصولات تولیدی آن شرکت، مشتریان آن شرکت به تدریج کم شده و فروش آن کاهش پیدا کند.

 همه این موارد نمونه­هایی از ریسک قابل اجتناب هستند. این ریسک غالباً منشا درونی دارد. با توجه به اینکه این نوع ریسک را می‌توانیم با به کارگیری برخی روش­ها به حداقل ممکن برسانیم، از آن به ریسک قابل اجتناب یاد می‌شود.

ریسک غیر قابل اجتناب

ریسک‌هایی که کنترل آن در اختیار سرمایه­گذار نیست. به این دسته از ریسک­ها، سیستماتیک هم می‌گویند. مثلا چه چیزهایی کنترلش در اختیاز سرمایه‌گذار نیست؟ چیزهایی مثل تغییر نرخ تورم، سیاست­های کلان اقتصادی و شرایط سیاسی.

مواردی مثل تغییر در سیاست­های کلان اقتصادی و افزایش یا کاهش نرخ ارز و یا نرخ تورم می‌تواند به طور مستقیم در وضعیت درآمد هزینه و میزان سودآوری شرکت­ها و در نتیجه ارزش سهام آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

چطور ریسک قابل اجتناب را به حداقل برسانیم؟

شنیده‌اید می‌گویند «همه تخم­مرغ­هایتان را در یک سبد نگذارید؟» به نظر شما این ضرب‌المثل چه مفهومی دارد؟ درست است! این کار به کاهش ریسک کمک می‌کند. چون اگر احیاناً یکی از سبدهای تخم مرغ افتاد، تنها بخشی از تخم‌مرغ‌ها می‌شکند؛ نه همه‌شان.

در مباحث مرتبط با بورس هم تئوری بسیار معروفی به نام تئوری سبد وجود دارد که بر پایه همین ضرب المثل شکل گرفته است. بر اساس این تئوری، سرمایه­گذار می‌تواند با متنوع کردن سبد سرمایه­گذاری خود و انتخاب دارایی­های گوناگون، به جای یک یا چند دارایی محدود، ریسک­های قابل اجتناب را در سرمایه­گذاری خود به حداقل برساند.

بنابراین هر اندازه سبد سرمایه­گذاری متنوع­تر باشد، ریسک سرمایه­گذاری هم کمتر می‌شود. بر پایه تئوری سبد، متخصصان بازار سرمایه توصیه می‌کنند به جای اینکه فرد، یک یا چند سهم از شرکت‌های محدودی بخرد، سهام شرکت‌های متنوع ازصنایع مختلف را بخرد. آن‌ها توصیه می‌کنند حتی در سبد سرمایه­گذاری خود، اوراق بهادار بدون ریسک مانند اوراق مشارکت و دیگر موارد را هم داشته باشید.

نکته: یادآوری می‌کنیم که با متنوع‌سازی سبد سرمایه­گذاری، تنها می‌توانیم ریسک­های قابل اجتناب را به حداقل برسانیم. حذف ریسک­های غیرقابل اجتناب از کنترل و سرمایه­گذار خارج است. البته با کاهش ریسک­های قابل اجتناب، عملا بخش عمده‌ای از ریسک­هایی که سرمایه­گذار با آن‌ها مواجه است، کم می‌شود.

انواع ریسک­های مرتبط با سرمایه­گذاری در بورس

کمی بالاتر، ریسک‌ها را به دو دسته کلی تقسیم‌بندی کردیم. از دیدگاهی دیگر، می‌توانیم انواع ریسک را در هفت دسته مختلف بگنجانیم:

۱- ریسک نرخ سود

فرض کنید قصد دارید بین خرید اوراق مشارکت با نرخ سود ثابت ۲۰ درصد و خرید سهام با بازده مورد انتظار ۳۰ درصد، یک گزینه را انتخاب کنید. اگر ریسک‌پذیر باشید، احتمالا خرید سهام را انتخاب می‌کنید. چون انتظار دارید بازدهی بیشتری نصیب شما شود.

اکنون فرض کنید بانک مرکزی تصمیم بگیرد نرخ سود اوراق مشارکت را از ۲۰ درصد به ۳۰ درصد افزایش دهد. در این‌صورت چه اتفاقی می‌افتد؟ در حالی که شما با پذیرش ریسک و خرید سهام انتظار دارید ۳۰ درصد بازدهی به دست بیاورید، فرد دیگری بدون اینکه ریسکی متحمل شود، می‌تواند اوراق مشارکت جدید بخرد و همان ۳۰ درصد بازدهی را (آن‌هم تضمین شده) کسب کند. در این حالت شما در واقع با ریسک جدیدی مواجه می‌شوید، که از آن به ریسک نرخ سود تعبیر می‌شود.

۲- ریسک تورم

فرض کنید نرخ تورم سالیانه ۱۵ درصد است. سهامی می‌خرید و انتظار دارید در پایان سال حداقل ۴۰ درصد بازدهی کسب کنید. با توجه به این میزان نرخ تورم، بازدهی ۴۰ درصدی برای شما مطلوب است. چون حداقل ۲۵ درصد بیشتر از نرخ تورم است.

حالا اگر به هر دلیلی نرخ تورم سالیانه از ۱۵ درصد به ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، احتمالاً دیگر بازدهی ۴۰ درصدی، آن هم برای یک سرمایه­گذاری دارای ریسک مانند خرید سهام، برای شما مطلوب نخواهد بود. چون حتی به فرض کسب ۴۰ درصد بازدهی از سهام، قیمت­ها آنقدر افزایش پیدا می‌کند که دیگر این میزان بازدهی، آن هم برای یک سرمایه­گذاری دارای ریسک چندان جذاب نیست. به ریسک ناشی از افزایش نرخ تورم ریسک تورم می‌گویند.

 

۳- ریسک مالی

اگر شرکتی که سهام آن را می‌خرید، حجم زیادی وام از بانک دریافت کرده باشد، طبیعتا باید اصل و سود وام دریافتی را در یک دوره مشخص به بانک بازپرداخت کند. بنابراین با تعهدات زیادی مواجه است. هر اندازه این تعهدات بیشتر باشد، ریسک مالی شرکت هم بیشتر می‌شود و به این ترتیب سهام داران چنین شرکتی نیز در  معرض ریسک بالاتری قرار دارند.

۴- ریسک نقد شوندگی

همانطور که قبلا گفتیم، یکی از ویژگی­های مهم یک دارایی خوب این است که به سرعت به پول نقد تبدیل شود. فرض کنید سال گذشته سهام شرکتی را خریده‌اید و حالا به پول نقد نیاز دارید، اما به علت عملکرد نامناسب شرکت، این سهم در بورس، خریداری که به سرعت آن را بخرد نداشته باشد، در این صورت شما با ریسکی به نام ریسک نقدشوندگی مواجه هستید.

البته غالباً می‌توانید با قیمت اندکی پایین­تر، سهام خود را بفروشید، ولی ممکن است این موضوع برایتان خوشایند نباشد.

۵- ریسک نرخ ارز

نرخ ارز یکی از مسائلی است که مستقیماً بر وضعیت و سودآوری شرکت‌ها اثرگذار است. فرض کنید شرکتی که سهام آن را خریده‌اید، بخش عمده­ای از مواد اولیه مورد نیاز خود را برای تولید، از خارج کشور می‌خرد.

وقتی نرخ ارز بالا برود، شرکت باید هزینه بیشتری برای واردات مواد اولیه بپردازد و طبیعتا با افزایش هزینه­های شرکت، میزان سودآوری و به دنبال آن قیمت سهام آن شرکت، کاهش پیدا می‌کند. بنابراین نوسانات نرخ ارز به عنوان یکی از ریسک­های سرمایه­گذاری، مورد توجه سرمایه­گذاران است.

۶- ریسک سیاسی

عدم ثبات در اوضاع سیاسی که به مسائل اقتصادی کشور آسیب بزند، مستقیماً بر عملکرد بنگاه‌های اقتصادی فعال در آن کشور تاثیر می‌گذارد. هرچه بی­ثباتی سیاسی و اقتصادی یک کشور زیادتر شود، عملکرد بنگاه‌های اقتصادی با مشکلات بیشتری مواجه می‌شود. این مشکلات، افت قیمت سهام آن‌ها را به همراه دارد. به این ریسک، «ریسک سیاسی» یا اصطلاحا «ریسک کشور» می‌گویند.‌

۷- ریسک تجاری

تصور کنید سهام یک شرکت خودروسازی داخلی را خریده‌اید. تا پیش از این دولت تعرفه واردات بسیار بالایی برای خودروهای خارجی وضع کرده بود. به نحوی که برای مثال خودرویی که در خارج از کشور ده هزار دلار ارزش دارد.

با فرض قیمت 10 هزار تومانی دلار، این خودرو قاعدتا در بازار داخلی باید حدود صد میلیون تومان قیمت‌گذاری شود. اما به دلیل تعرفه‌های گمرکی، خودروی یادشده در داخل با قیمت بالغ بر چهارصد میلیون تومان فروخته می‌شود.

در چنین شرایطی خودروهای داخلی به علت قیمت پایین‌تر، مشتری‌های زیادی دارند. بنابراین خودروسازان داخلی میزان فروش و سودآوری قابل قبولی دارند. فرض کنید دولت تعرفه واردات خودرو‌ها را تا حد زیادی کاهش بدهد، به نظر شما چه اتفاقی پیش می‌آید؟

طبیعی است قیمت خودر های خارجی به قیمت خودروهای داخلی نزدیک‌تر می‌شود. پس قدرت انتخاب مشتریان افزایش می‌یابد و در چنین شرایطی ممکن است گروهی از مشتریان خودروهای خارجی را ترجیح دهند. به این ترتیب میزان فروش و سود صنعت خودرو سازی کاهش پیدا می‌کند. به این ریسک که در واقع به یک صنعت خاص ارتباط پیدا می‌کند، «ریسک تجاری» می‌گویند.

اهمیت اطلاعات و نقش آن در سرمایه­گذاری

این جمله را به خاطر بسپارید: «اطلاعات ارزشمندترین دارایی در بازار سرمایه است.» در ادامه در مورد این جمله صحبت می کنیم. در ابتدای مقاله گفتیم یکی از تعاریف ریسک این است: «احتمال تفاوت واقعیت با پیش­بینی»

هرچه تفاوت واقعیت با پیش­بینی بیشتر باشد، طبیعتاً ریسک هم بیشتر می‌شود. حال فرض کنید قیمت سهام یک شرکت در حال حاضر ۱۵۰ تومان است و شما پیش­بینی می‌کنید قیمت این سهم در پایان سال به ۲۰۰ تومان برسد. اگر در پایان سال قیمت سهم به جای ۲۰۰ تومان به ۱۶۰ تومان برسد چه اتفاقی می افتد؟

بین پیش­بینی شما و آنچه اتفاق افتاده ۴۰ تومان اختلاف وجود دارد! این یعنی ریسک. با این اوصاف چطور می‌توانیم این ریسک را کاهش دهیم؟ پاسخ، یک جمله ساده است. هرچه پیش­بینی دقیق‌تر، ریسک کمتر. اینجاست که سوال دوم مطرح می‌شود: «چطور می‌توانیم پیش­بینی دقیق­تری انجام دهیم؟»

پاسخ این سوال در استفاده از اطلاعات دقیق و معتبر نهفته است. بنابراین بی­دلیل نیست که می­گویند «اطلاعات ارزشمندترین دارایی در بازار سرمایه است.»

 

مبنای اصلی تصمیم­گیری در بورس و کنترل ریسک در این بازار، تصمیم­گیری بر اساس اطلاعات است و دقیقا به همین خاطر است که بر اساس قوانین و مقررات، شرکت‌هایی که سهامشان در بورس خرید و فروش می‌شود، موظفند اطلاعات مالی و عملکردی خودشان را به صورت مستمر و یکسان در اختیار همه سرمایه­گذاران قرار دهند و سرمایه­گذاران بتوانند بر اساس این اطلاعات در مورد خرید، فروش و یا حفظ سهام خود تصمیم­گیری کنند.

کمی بالاتر در مورد هفت نوع ریسک صحبت کردیم. اگر به تعاریف این نوع ریسک‌ها دقت کنید، متوجه می‌شوید که با استفاده از اطلاعات صحیح و معتبر می‌توانیم بخش قابل توجهی از این ریسک­ها را کنترل کنیم.

مثلا گفتیم یکی از ریسک­هایی که سرمایه­گذار با آن مواجه است، ریسک مالی است. به این معنی که «اگر شرکتی که سهام آن را می‌خرید، حجم زیادی وام از بانک دریافت کرده باشد، طبیعتا باید اصل و سود وام دریافتی را به بانک پرداخت کند و اگر میزان فروش و سودآوری شرکت متناسب با شرایط وام دریافتی از بانک نباشد با ریسک عدم توانایی بازپرداخت وام مواجه می‌شود. میزان استقراض شرکت از بانک موضوعی است که به راحتی با بررسی اطلاعات مندرج در صورت مالی قابل ارزیابی و شناسایی است.

همچنین در مورد سایر انواع ریسک­ها (مثل ریسک نرخ تورم، ریسک نرخ سود، ریسک نرخ ارز و دیگر موارد) هم، اگرچه تحلیل این متغیرهای اقتصادی مبتنی بر تحلیل روند نوسانات آن‌ها در آینده است، اما سرمایه­گذار می‌تواند با بررسی دقیق شاخص­های اقتصادی منتشر شده از سوی نهادهای رسمی و همچنین کمک گرفتن از متخصص­های مالی و اقتصادی به پیش­بینی قابل توجهی از وضعیت این شاخص­ها در آینده و تحلیل آن‌ها برابر قیمت سهام و سایر اوراق بهادار دست پیدا کند. بنابراین  بهره­گیری از  اطلاعات با کمک به افزایش دقت پیش­بینی، ریسک سرمایه­گذاری را کاهش می‌دهد.

اطلاعات خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

چهار ویژگی اساسی، اطلاعات را مفید و قابل استناد می‌کند:

ویژگی اول: معتبر و قابل اتکا باشد

به همان اندازه که اطلاعات صحیح و معتبر می‌تواند در موفقیت سرمایه­گذاری موثر باشد، اطلاعات نادرست یا شایعات می‌تواند ریسک سرمایه­گذاری را افزایش بدهد.

فرض کنید سرمایه­گذاری با شنیدن شایعه افزایش قیمت خودرو و امید به اینکه این افزایش موجب سودآوری قیمت سهام شرکت‌های خودرو­ساز می‌شود، اقدام به خرید سهام آن شرکت‌ها (آن هم با قیمتی بالاتر از ارزش واقعی سهم) کند. اگر مشخص شود که این شایعه صحت نداشته باشد و قیمت خودرو قرار نیست افزایش داشته باشد به نظر شما چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

ویژگی دوم: جامع باشد

در مثال قبل فرض کنید خبر افزایش قیمت خودرو خبر درستی است، اما اگر هزینه­های شرکت خودرو­ساز هم افزایش پیدا کرده باشد، افزایش قیمت خودرو در مجموع تاثیر زیادی در سودآوری شرکت نخواهد داشت.

حالا اگر سرمایه­گذار در خرید سهام شرکت صرفا به موضوع افزایش قیمت خودرو توجه کند و افزایش هزینه­ها را در نظر نگیرد به نظر شما آیا تصمیم درستی گرفته؟ بدون شک خیر!

ویژگی سوم: به روز باشد

اطلاعات هر چقدر معتبر و جامع باشد، باید به لحظه مورد استفاده قرار بگیرد.  فرض کنید شرکت خودرو­ساز اطلاعات مربوط به افزایش قیمت خودروهای خود را رسما منتشر کرده و اعلام می‌کند که با این افزایش، سود شرکت هم افزایش پیدا می‌کند

طبیعتا به محض انتشار این اطلاعات تقاضا برای خرید سهام خودروسازان افزایش پیدا می‌کند و قیمت این سهام بالا می‌رود. اگر یک سرمایه­گذار به جای اینکه به محض دریافت این اطلاعات سهام شرکت را بخرد، چند روز بعد اقدام به خرید سهام شرکت کند معلوم نیست تصمیم درستی گرفته باشد، چون در این مدت قیمت سهام افزایش پیدا می‌کند و ممکن است بیشتر از این امکان افزایش و سودآوری برای سرمایه­گذار نداشته باشد

ویژگی چهارم: مرتبط باشد

بعضا مشاهده می‌شود که سرمایه­گذاران از روی هیجانات حاکم بر بازار، اطلاعات نامرتبط را ملاک تصمیم­گیری قرار می‌دهند. مثلا ممکن است افزایش نرخ ارز هیچ تاثیری بر شرکتی که مواد اولیه­اش در داخل کشور تامین می‌شود و محصولاتش در داخل کشور فروخته می‌شود، نداشته باشد.

بنابراین لازم است که سرمایه­گذاران به این موضوع توجه داشته باشند که اطلاعات منتشر شده تا چه اندازه می‌تواند بر ارزش سهام شرکت تاثیر داشته باشد. حتما شما هم با ما هم عقیده شده‌اید که اطلاعات واقعا ارزشمندترین دارایی در بازار سرمایه است…

 

——***——

برای یادگیری بیشتر در مورد بورس، مقاله‌های زیر را برایتان آماده کرده‌ایم:

تاریخچه بورس جهان و ایران

سرمایه گذاری در بورس و مزایای آن

ورود به بورس؛ چطور وارد بورس شویم؟

اوراق بهادار و انواع آن

سهام و انواع آن

شاخص بورس چیست؟ همه چیز در مورد شاخص بورس

سرمایه گذاری در بورس برای تازه کارها

حقوق سرمایه گذاران در بورس

معرفی پایگاه های اینترنتی

 

منبع اصلی: سازمان بورس کالای ایران

برای اطلاع از آخرین مطالب و رویدادهای آموزشی و تحلیل‌ها، عبدالحکیم بایی را اینستاگرام دنبال کنید.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید