چطور به یک جنگجوی ثروت تبدیل شویم؟

 

کتاب‌های زیادی در حوزه پول، ثروت و موفقیت‌های مالی نوشته شده. برخی مهجور مانده و برخی به شهرت جهانی رسیده است. این بار اما قصد داریم کتابی متفاوت و کاربردی به شما معرفی کنیم که می‌تواند ذهنیت شما را راجع به پول و ثروت تغییر دهد. کتابی که انگیزشی نیست و مثل کتاب‌های اغلب پرفروش، دائماً از خواستن و شدن نمی‌گوید. کتابی که تلاش می‌کند باورهای شما را نسبت به پول تغییر دهد.

در دورهمی مجازی کافه پول قسمت ۱۸ که شامگاه ۸ شهریور ۱۳۹۹ برگزار شد، به معرفی این کتاب به صورت منتخب فصول پرداختم و تلاش کردم محتوای این کتاب را به صورت ساده و کاربردی به شرکت کنندگان توضیح بدهم. در ادامه با من همراه شوید تا گزیده‌ای از مباحث مطرح‌شده در این دورهمی مجازی را برایتان بازگو کنم.

 

لینک‌های مرتبط:

بخوانید: تحلیل‌های هفتگی بازارهای طلا، سکه و دلار

ثبت‌نام کنید: ثبت‌نام در جدیدترین رویداد کافه پول

عضو شوید: کانال تلگرام کافه پول

 

—***—

پول برای شما چقدر مهم است؟

شما با کسانی که می‌گویند «پول حلال همه مشکلات است» موافق هستید یا کسانی که می‌گویند «پول همه چیز نیست و چیزهای مهم‌تری هم وجود دارد؟» به نظر شما این ما هستیم که باید به دنبال پول بدویم یا پول به دنبال ما؟به نظر شما چطور با تغییر ذهنیت می‌توانیم ثروتمند شویم؟

جنگجوی ثروت، کتابی است که تلاش می‌کند به این سوالات و سوالات بی‌شماری که در ذهن‌ها ما در مورد ثروت وجود دارد، با زبانی ساده و همه فهم توضیح دهد.

در این کتاب نویسنده با ارائه روش‌های ارزشمند و تاثیرگذار و بیان مثال‌های کاربردی، تلاش کرده مخاطبان را به مقابله با افکار منفی و حل مشکلات مختلف مالی، اعتقادی و زندگی  تشویق کند و زمینه موفقیت فردی و پیروزی در کسب و کار را فراهم کند.

در این مقاله سعی می‌کنیم به صورت موردی و منتخب، چند فصل از کتاب را به شما معرفی کنیم. هم به دلیل طولانی نشدن این مقاله و هم اینکه به قول فیلم‌بازها «اسپویل» نشود و محتوای کتاب به صورت کامل لو نرود. پس حتماً بعد از خواندن این مقاله، کتاب را هم تهیه و مطالعه کنید.

 

نویسنده کتاب جنگجوی درون کیست؟ (Steve chandler)

استیو چندلر آمریکایی که هفتاد و اندی سال دارد، کتاب جنگجوی درون را نوشته است. او آثار پرفروش دیگری هم دارد. مثل «همین حالا»، «مرگ ای کاش»، «دیوانه‌ی خوب» و «زمانِ جنگ». اغلب کتاب‌های آقای چندلر با موضوع موفقیت فردی و روش‌های رسیدن به اهداف و آرزوهاست.

او یک مربی است و به هزاران نفر کمک کرده است تا طرز فکرها و باورهای خودشان را برای رسیدن به یک زندگی مطلوب و رضایت‌بخش، تغییر دهند. برای همین هم هست که روزگاری گفته بود: «نخستین گام کامیابی در زمینه دگرگونی، به چگونگی باورهای انسان مربوط می‌شود و باورها، سکوی جنبش و کنش او هستند…»

او همچنین ۳۰ جلد کتاب نوشته و یک سخنران عمومی پرآوازه در جهان است.

ما با کتابی طرف هستیم که…

همانطور که در جمله بالا از استیو چندلر خواندید، نویسنده کتاب جنگجوی ثروت به شدت به موضوع «تغییر» معتقد است. ما با کتابی طرف هستیم که تلاش می‌کند ذهنیت بد و اشتباه خوانندگانش را تغییر دهد.

آقای چندلر معتقد است تا وقتی ذهنیت خودمان را تغییر نداده‌ایم، نمی‌توانیم زندگی‌مان را تغییر دهیم. چون وقتی با طرز فکرهای کهنه‌شده و قدیمی زندگی کنیم، در همیشه روی همان پاشنه می‌چرخد. بنابراین با کتابی طرف هستیم که از شما یک چیز می‌خواهد: «تغییر کنید!»

مراقب باش؛ قرار است باورهایت زیر و رو شوند!

در کافه پول توضیح دادم که چطور باید کتاب جنگجوی ثروت را مطالعه کنیم. گام اول و شاید مهم‌ترین گام برای مطالعه این کتاب این است که سعی کنیم باورهایمان را زیر سوال ببریم. اگر فرد بسیار محتاطی هستید، طبیعتاً اصلا به دنبال تغییر نمی‌گردید.

اما وقتی می‌خواهید این کتاب را بخوانید، قاعدتاً به دنبال رشد هستید. بهای رشد شما این است که باورهایی که تا الان داشتید، همه زیر سوال بروند. منظور این نیست که از عقایدتان دست بکشید. منظور این است که این بار با دید عمیق‌تر و متفاوت‌تری به آن‌ها نگاه کنید. آن‌ها را راستی‌آزمایی کنید و ببینید واقعا کدام یک از آن‌ها سد راه موفقیت شما شده است.

تاریکی همیشگی نیست…

در ادامه کتاب، استیو چندلر توضیح می‌دهد که چطور باید در مقابل سختی‌ها و دشواری‌های زندگی صبوری کنیم. او معتقد است همانطور که شادی‌ها دائمی نیستند، هیچ کدام از سختی‌های زندگی هم برای همیشه با ما نخواهند ماند.

او هم مثل ویکتور هوگو معتقد است که «حتی تاریک‌ترین شب نیز به پایان می‌رسد و خورشید دوباره طلوع می‌کند» استیو در این بخش از کتاب می‌گوید: «زندگی و کسب و کار مانند تغییر فصل‌هاست و چالش بزرگ زندگی این است که چطور زمستان را اداره کنیم و چطور از بهار بهترین بهره را ببریم… مطمئنا پس از هر جزری مدی است و از پس هر مد، جزری… فرصت‌ها در پی سختی‌ها می‌آیند و بی تردید، سختی‌ها پس از فرصت…»

بیاید گیر نکنیم

در ادامه توضیحاتم از خاطره‌ای گفتم که در ایام جوانی موقعی که در دانشگاه شهید بهشتی درس می‌خواندم، برایم رخ داد.

روزی که با دوستانم به کوه رفته بودم و آنجا در بین یک صخره بزرگ، وسط یک معرکه، طوری گیر کرده بودم که نه راه پس داشتم و نه راه پیش. واقعا در آن لحظه نمی‌توانستم کاری کنم. فقط به همان حالت دقایق زیادی منتظر بودم و نگران از اینکه چطور برگردم!

بعدا که خلاص شدم، فهمیدم که هم راه پس داشتم و هم راه پیش. کافی بود اقدامی انجام دهم. من در ان لحظه گیر کرده بودم. اما نه به خاطر اینکه صخره خطرناک بود. تنها به این خاطر که از اقدام کردن می‌ترسیدم. چندلر در بخشی از کتاب حسابی روی این قضیه مانور داده و به شما یاد می‌دهد که «چطور گیر نکنید!»

حالا اگر واقعا گیر کردیم چه کار کنیم؟

بسیار خب! می‌گویید محال است گیر کنیم؟ کاملا موافقم. در جنگجوی ثروت چندلر برای این حالت هم راه حل‌هایی پیش پایتان گذاشته است. او در فصل ۷ کتاب یک جمله متفاوت گفته: «مشکلات را حل نکنید! محو کنید…»

تعجب کردید؟ حق هم دارید. گفته بودم که با کتاب متفاوتی روبرو هستید. برای توضیح این جمله، مثالی زدم. فرض کنید یک میلیارد تومان بدهی بالا آورده‌اید. اغلب ما در چنین شرایطی فقط به فکر این هستیم که «از کجا یک میلیارد تومان بیاورم که بدهی‌ام را صاف کنم؟». تکنیک محو مسئله به جای حل مسئله، می‌گوید «سعی کن دنبال دو میلیارد تومان باشی تا علاوه بر حل مشکل، پول زیادی هم به دست آوری»

شاید عجیب به نظر بیاید. شاید بگویید «من چی می‌گم، شما چی می‌گی!» حق دارید. ولی این بار تلاش کنید مایندست یا طرز فکرتان را نسبت به مسائل عوض کنید. شما با این کار، نگاه جامع‌تری به مسئله می‌اندازید. از مسئله دور می‌شوید و ذهنتان مسئله را شفاف‌تر، واضح‌تر و کلی‌تر نگاه می‌کند. فصل ۷ کتاب را چندین بار بخوانید تا برایتان به خوبی جا بیفتد.

اگر کسی توانسته، شما هم می‌توانید!

تا حالا دقت کرده‌اید که کودکان چگونه پیشرفت می‌کنند؟ آنها با الگوبرداری از دیگران شروع می‌کنند به گسترش مهارت‌هایی که دارند. حالا بسته به الگویی که انتخاب می‌کنند، ممکن است در کاری موفق شوند یا خیر! با این وجود متوجه خواهیم شد که الگوبرداری کار زیاد سختی نیست و ما حتی بدون آموزش، در کودکی یک الگوبردار خوب بوده‌ایم.

آقای چندلر اعتقاد دارد اگر کسی توانسته است با طی‌کردن مسیری به موفقیت برسد، شما نیز می‌توانید با طی همان مسیر به موفقیت برسید.

طبق این منطق، ما می‌توانیم الگوی فکری و رفتاری انسان‌های موفق را دنبال کنیم و آنها را یاد بگیریم و با انجام آن‌ها به نتایجی که رسیده‌اند برسیم. حالا نه دقیقا و عیناً همان مسائل، اما اگر در راه کشف الگوها، تلاش کنیم، بالاخره پیدایشان می‌کنیم.

پس چگونه اکنون فکر می‌کنیم که کار دشواری است؟ به تدریج که بزرگتر می‌شویم و از لحاظ عقلی کامل‌تر می‌شویم و منطق ما شروع می کند به رشد کردن و آموزش دیدن، به همان نسبت تمایل ما نسبت به الگوبرداری در ما کاهش می‌یابد.

چندلر توضیح می‌دهد که چطور می‌توانیم کارهای بزرگی که دیگران رقم زده‌اند را –به شرط تلاش، برنامه ریزی و هدف داشتن- ما هم رقم بزنیم.

آیا پول همه چیز است؟

آقای چندلر معتقد است که «پول همه چیز نیست. اما آزادیِ پول درآوردن، موفقیت به همراه می‌آورد.» برای همین هم هست که به شما می‌گوید باید یاد بگیرید که راحت پول دربیاورید. شاید پول همه چیز نباشد، اما راحت پول درآوردن کمک می‌کند که همه چیز داشته باشید.

عادت‌ها نیروهای کیهانی هستند

بخش مهم دیگری که چندلر از آن با عنوان «نیروهای کیهانی» یاد می‌کند، قدرت عادت‌هاست. توضیح دادم که ایجاد عادت‌ها را نه برای موفقیت‌های کوتاه مدت، بلکه برای موفقیت‌های چندین ساله و درازمدت توصیه می‌کنم.

عادت‌ها آنقدر قدرتمند هستند که حتی می‌توانند از هدف‌ها و برنامه‌ها هم پراهمیت‌تر باشند. چون برای شکل‌گیری آن‌ها تلاش زیادی نمی‌کنیم. با تلاش اندک و پیوسته، می‌توانیم عادات قدرتمند و تاثیرگذاری ایجاد کنیم.

عادت‌های فرصت‌ساز و عادت‌های فرصت‌سوز را پیدا کنید و ببینید چطور می‌توانید زندگی‌تان را با آن بهینه‌ترکنید.

و سرانجام؛ چطور با بخشیدن، به دست آوریم…؟

سوال اینجاست. مگر بخشیدن باعث از دست رفتن پول ما نمی‌شود؟ پس چطور با بخشیدن می توانیم پولدارتر شویم؟ دستکم با فرمول‌های ریاضی، باید با بخشیدن پولمان کمتر شود. اما در دنیای واقعی این چنین نیست.

بد نیست به جمله‌ای از جو پالیشن توجه کنید که:

«این دنیا به بخشایندگان می‌بخشد و از گیرندگان می‌گیرد…»

برای زیادتر شدن دارایی، قانونی وجود دارد به نام گردش پول و بخشش آن. بیشتر آدم‌ها فقط روی چیزی متمرکز هستند که می‌توانند از زندگی بگیرند. من! من! من! اما وقتی نسبت به تعاملات دنیا آگاه می‌شوید، تمایل‌تان از گرفتن صرف، به بخشیدن تغییر می‌کند.

می‌فهمید که این شیوه بسیار رضایت‌بخش‌تر از گرفتنِ صرف است. به علاوه، وقتی انگیزه اصلی‌تان بخشیدن باشد، می‌فهمید چگونه باید روابط‌تان را بهبود ببخشید، ایده‌های بیشتری درباره‌ی بهبودبخشی زندگی و کار دیگران خواهید داشت، شروع به مشارکت بیشتر می‌کنید که خود این به‌مراتب منجر به فرصت‌های بیشتر و روابط عمیق‌تر خواهد شد. مردم شما را دوست خواهند داشت و به شما اعتماد خواهند کرد. کارتان را با انگیزه‌ی بالاتری دنبال می‌کنید و در نتیجه، الهام و تأثیر بسیار بیشتری خواهید گرفت.

هرچه بیشتر پولتان را به گردش بیاندازید، پول بیشتری نصیبتان خواهد شد و هر چقدر خساست به خرج دهید، دارایی‌هایتان نه تنها بیشتر نمی‌شود، بلکه کمتر هم خواهد شد! اما یادتان باشد که این بخشش باید همراه با ایمان باشد؛ یعنی ایمان داشته باشید که وقتی می‌بخشید، چندین برابرش به شما باز می‌گردد.

در این صورت حس خوبی دارید و با احساسی فوق العاده پولی را می‌بخشید؛ اگر بخشش شما همراه با حس بد باشد، پول بیشتری را از دست می‌دهید زیرا در حقیقت به وفور و فراوانی ایمان ندارید…

لطفا مطالعه این کتاب را در دستور کار خودتان قرار دهید. مطمئن باشید اگر این کتاب نتواند شما را ثروتمند کند، لااقل چیزهای ارزشمندی از آن به دست خواهید آورد و یاد خواهید گرفت.

به نظر من این کتاب آنقدر خوب است که می توانم برای آن یک دوره آموزشی چندین ماهه و درازمدت طراحی کنم.

 

—***—

 

ممنون از این‌که با خلاصه مطالب کافه پول ۱۸ همراه من بودید. بسیار خوشحال می‌شوم درباره مباحث ارائه‌شده در گزارش، سوالات‌تان را در بخش نظرات بپرسید تا در نخستین فرصت به آن‌ها پاسخ دهم و اگر تجربه‌ای دارید، ممنون می‌شوم بازگو کنید.

 

پیروز و ثروتمند باشید

عبدالحکیم بائی

برای اطلاع از آخرین مطالب و رویدادهای آموزشی و تحلیل‌ها، عبدالحکیم بایی را اینستاگرام دنبال کنید.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید