چرا باید جریان نقدینگی را مدیریت کنیم؟

شاید کمی واژه‌اش پرطمطراق باشد، اما در زندگی همه ما جاری است. جریان نقدینگی را می‌گویم. ما هر روز با این مفهوم کار داریم. با آن زندگی می‌کنیم و اگر مدیریتش را بلد باشیم، از خیلی‌ها که نمی‌دانند، جلو می‌زنیم. فرمول، به همین سادگی است.

برای همین هم موضوع قسمت اول دورهمی مجازی کافه پول را به بررسی این مفهوم اختصاص دادم. این دورهمی مجازی، شامگاه یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۹ با حضور جمعی از علاقه‌مندان به مباحث مالی و سرمایه‌گذاری برگزار شد؛ در ادامه با من همراه شوید تا گزیده‌ای از مباحث مطرح‌شده در این دورهمی مجازی را برایتان بازگو کنم.

لینک‌های مرتبط:

بخوانید: تحلیل‌های هفتگی بازارهای طلا، سکه و دلار

ثبت‌نام کنید: ثبت‌نام در جدیدترین رویداد کافه پول

عضو شوید: کانال تلگرام کافه پول

 

—***—

 

به یاد دارید که در دوران مدرسه، مفاهیم مهم اقتصادی و مالی را به آموزش داده باشند؟ آیا به جز موضوعات پیش پاافتاده‌ و منسوخ شده‌ای مثل «پولت را جمع کن» و «پس انداز کن» و «همیشه یه آب باریکه‌ای برای خودت داشته باش» به یاد دارید که مفاهیم مالی را به درستی و به صورت کاربردی در زندگی یاد گرفته باشید؟

احتمالا پاسخ شما خیر است. چون اصولا در سیستم آموزشی ما، چندان به آموزش چنین مفاهیمی بهاء داده نمی‌شود و اغلب بی‌اهمیت دانسته می‌شود.

یکی از این مفاهیم، «مدیریت جریان نقدینگی» است. در مقاله پیش رو، جریان نقدینگی را به ساده‌ترین شکل برای شما تعریف می‌کنم، مثال‌هایی جالب که احتمالاً به چشمتان نیامده است برایتان می‌زنم و راهی خوب برای مدیریت جریان نقدینگی به شما آموزش می‌دهم.

پیش از اینکه به سراغ جریان نقدینگی برویم…

در قسمت اول کافه پول، قبل از اینکه به سراغ مبحث جریان نقدینگی و مثال های آن بروم، در مورد موضوعات مهمی، توضیحاتی مختصر دادم. هرکدام از ما باید در مورد «چهار اجبار» که در طول زندگی به وفور با آن‌ها درگیر هستیم، بدانیم و دانش کسب کنیم. این چهار اجبار عبارتند از:

  1. مالیات
  2. بدهی
  3. تورم
  4. بازنشستگی

مالیات

شاید تا به حال با مالیات و قوانین آن کاری نداشته‌اید. مثلاً کارمندی هستید که بخشی از حقوقتان در فیش حقوقی بابت مالیات کسر می‌شود و صرفاً گزارش آن را هر ماه می‌بینید. یا کسب وکاری کوچک دارید و هر سال مالیات‌تان را پرداخت می‌کنید.

اما مطمئناً با توجه به سیاست‌های کلان اقتصادی که مالیات قرار است نقش پررنگی در آن بازی کند، از این به بعد، بهتر است با مالیات و قوانین آن (دستکم آن بخشی که عموم ما با آن‌ها سر و کار داریم) آشنا شویم. کما اینکه در اخبار شنیده‌اید که دولت با توجه به کسری بودجه خودش، روی بحث درآمد از مالیات، حساب ویژه‌ای باز کرده است.

بدهی

نه تنها موضوع بدهی را در زندگی خودمان باید بیشتر یاد بگیریم، بلکه لازم است با موضوع بدهی در سطح کلان هم آشنایی بیشتری پیدا کنیم. بدهی‌های دولت، بدهی‌های جاری و غیرجاری و بدهی‌های احتمالی، از جمله این موضوعات هستند. چون در آینده، با موضوع بدهی بیشتر درگیر خواهیم بود.

تورم

اگر در این خیال هستید که روزگاری تورم به پایان می‌رسد، سخت در اشتباهید. دستکم در ۵ دهه گذشته، هرگز تورم متوقف نشده و از من بشنوید که هرگز هم متوقف نخواهد شد.

تورم، از موضوعات بسیار مهم در اقتصاد و به ویژه اقتصاد ایران است. یادگیری در مورد تورم و اینکه در شرایط تورمی بهترین کارهایی که می‌توانیم بکنیم چیست، از آن جهت مهم است که آن را به شدت در زندگی روزمره احساس می‌کنیم.

همین که ببینیم سفره ما نسبت به پارسال و سال قبلش چقدر کوچک یا بزرگ شده و چه چیزهایی در آن بوده که دیگر نیست، یعنی با مسئله تورم در جزئی‌ترین لحظات زندگی هم روبرو هستیم.

بازنشستگی

قبل از اینکه فکر کنید بابت بازنشستگی خیالتان راحت است چون کلی سابقه بیمه دارید، بهتر است در اینترنت جستجویی کرده و وضعیت صندوق‌های بیمه و بازنشستگی را ببینید. بدون اینکه قصد سیاه‌نمایی داشته باشم، به شما توصیه می‌کنم به پرداخت بیمه برای دوران بازنشستگی دلخوش نباشید و حسابی هوش مالی خود را افزایش دهید تا برای روزگار پیری آماده باشید.

بسیار خب! بعد از اینکه اهمیت این نکات مهم را یادآور شدم، به بحث جریان نقدینگی پرداختم.

مدیریت جریان نقدینگی یعنی چه؟

در یک تعریف ساده می‌توانیم بگوییم: «جریان نقدینگی مقدار پول نقد و غیرنقدی است که وارد یک سیستم شده یا از آن خارج می‌شود. جریان مثبت به معنی ورود بیشتر پول نسبت به خروج آن است و جریان منفی به معنی ورود کمتر پول نسبت به مقداری است که خارج می‌شود.»

مثلا همین که روزانه چقدر درآمد و چقدر هزینه دارید. اینکه ماهانه چقدر به حساب بانکی شما پول وارد شده و چقدر از آن خارج و خرج می‌شود. اینکه در حساب کسب‌وکار شما طی یک دوره کوتاه مدت زمانی (مثلا یک ماهه) چقدر پول وارد و خارج می‌شود. همه مثال‌هایی واضح از جریان نقدینگی است.

 

 

جریان نقدینگی چه فرقی با میزان سود سرمایه دارد؟

فرض کنید یک خودرو یا ملک به قصد سرمایه‌گذاری می‌خرید. بعد از یک بازه زمانی مثلا یک سال آن را به قیمت بالاتری می‌فروشید. وقتی این دارایی را بفروشید و شناسایی سود انجام دادید، به این می‌گوییم سود سرمایه.

در مدتی که این دارایی تحت تملک شماست، عملاً جریان نقدینگی برای شما ایجاد نمی‌شود. پس سود سرمایه را نمی‌توان جریان نقدینگی به حساب آورد.

اما فرض کنید خانه‌ای را خریده‌اید و آن را یک سال اجاره می‌دهید. در این یک سال، این دارایی هنوز تحت تملک شماست و همزمان، برای شما جریان مالی ایجاد می‌کند.

مثال‌هایی برای سود سرمایه

وقتی سکه‌های طلا می‌خرید، نگهداری می‌کنید و بعد از مدتی می‌فروشید. وقتی خانه و ماشین می‌خرید و بدون اینکه آن‌ها را اجاره دهید یا با آن‌‌ها‌ کار کنید، بعد از مدتی می‌فروشید؛ و غیره.

مثال‌هایی برای جریان نقدینگی

وقتی ماشینی خریده‌اید و آن را دست کسی سپرده‌اید تا کار کند و هر ماه بابت آن کار به شما پول بدهد. وقتی خانه‌ای را اجاره داده‌اید. وقتی سرمایه‌تان را به کسی می‌دهید و او در قبال این سرمایه هر ماه به شما مبلغی پرداخت می‌کند؛ و غیره.

چرا مدیریت جریان نقدینگی مهم است؟

کسب مهارت در مدیریت جریان نقدینگی یکی از مهمترین مواردی است که باید برای افزایش دانش در زمینه مالی یاد بگیریم. از این مهارت می‌توانیم در کسب‌وکار (به‌خصوص کسب‌و‌کارهای پر ریسک) استفاده کنیم یا در مباحث مالی شخصی خود از آن استفاده کنیم.

جریان نقدینگی یعنی بازی پول. اگر فردی باشید که هوش مالی خوبی دارید، حتما می‌دانید که بازی پول عوض شده. اگر در گذشته، پس انداز کردن موضوع مهمی بود، اکنون سرمایه‌گذاری و ایجاد جریان نقدینگی بسیار مهم‌تر شده است. مطمئن باشید هرجایی که بحث جریان نقدینگی وجود دارد، ردپایی از ثروتمندان را خواهید دید.

ثروتمندان، چطور جریان نقدینگی ایجاد می‌کنند؟ از جایی که مردم در آن جریان داشته باشند. مردم کجا جریان دارند؟ جایی که برایشان برنامه‌ریزی شود. اجازه بدهید چند مثال بزنم تا موضوع روشن‌تر شود:

مثال اول: سیم‌کارت‌های موبایل

تا حدود ۲۰ سال قبل که به تازگی سیم‌کارت وارد ایران شده بود، قیمت هر سیم‌کارت بیش از یک میلیون تومان بود. تازه آن موقع! اما اکنون با ۱۰ هزار تومان می‌توانید سیم‌کارت بخرید. چرا؟ وقتی سیم‌کارت گران باشد، افراد کمی توانایی خرید آن را دارند.

اما بازی عوض شده. سیم‌کارت را به ارزان‌ترین شکل می‌خرید. سپس با استفاده‌هایی که از آن دارید (مکالمه، اینترنت، پیامک و غیره) هر روز برای شرکت‌های ارائه دهنده خدمات تلفن همراه، جریان نقدینگی ایجاد می‌کنید. نیاز مردم به اینترنت و مکالمه و پیامک و شبکه‌های اجتماعی هم که روز به روز بیشتر شده و در نتیجه سودهای بزرگ‌تری عاید آن‌ها می‌شود.

مثال دوم: رشد قارچ‌گونه هایپرمارکت‌ها

دقت کرده‌اید در چند سال گذشته چقدر تعداد هایپرمارکت‌ها به صورت انفجاری زیاد شده؟ دلیل ساده‌ای دارد؛ از آن‌جایی که سرمایه‌گذاران می‌توانند اجناس را به صورت انبوه و ارزان‌تر بخرند یا به صورت چک‌های مدت‌دار، پس ارزان‌تر هم می‌توانند به مردم بفروشند؛ آن هم به صورت کاملا نقد.

پس تعداد بسیار زیادی از مردم وارد این فروشگاه‌ها می‌شوند و به این ترتیب تمام خرید‌های مردم، به صورت جریان نقدینگی برای آن‌ها در می‌آید که سودهای بزرگی از خواب پول‌شان به دست می‌آورند.

مثال سوم: پیش به سوی دانشگاه

تا چند دهه قبل، تعداد دانشگاه‌ها بسیار کم و محدود به دانشگاه‌های دولتی یا نهایتا آزاد بود. اما ناگهان طی چند سال آن قدر دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی زیاد شدند که همه می‌توانستند به راحتی به دانشگاه بروند.

رفتن به دانشگاه باعث تراشیدن خرج‌های بسیاری برای دانشجویان و باز هم سرازیرشدن جریان نقدینگی به جیب کسانی شد که جهت حرکت توده مردم را درست تشخیص داده بودند و آن‌ها را به درستی به این سمت هدایت کرده بودند.

از این مثال‌ها فراوان است. می‌توانید با کمی دقت، نمونه‌های زیادتری پیدا کنید.

 

 

وقتی متوسط‌ها کوچک می‌شوند…

در دهه‌های گذشته، افراد به سه دسته فقرا، قشر متوسط و ثروتمندان تقسیم می‌شدند. اما اخیرا، قشر متوسط کوچک و کوچک‌تر شده‌اند. بخش‌ زیادی از این قشر به طبقه فقیر نزول پیدا کرده‌اند و فقط آن درصدی از افراد متوسط که فهمیدند بازی پول عوض شده، به طبقه ثروتمند، نقل مکان کردند.

اگر می‌خواهید شما هم جزو این دسته باشید، باید یاد بگیرید چگونه جریان نقدینگی ایجاد کنید و اجازه ندهید مسائلی مثل تورم، از شما جلو بزند. با ایجاد جریان نقدینگی، شما هم می توانید جزو ثروتمندان باشید.

اما چطور جریان نقدینگی ایجاد کنیم؟

شما باید یاد بگیرید نه فقط برای کسب سود، بلکه برای ایجاد جریان نقدینگی کار کنید. یکی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین راه‌های ایجاد جریان نقدینگی، ایجاد درآمد غیرفعال است. اگرچه درآمد غیرفعال به معنای محض آن وجود ندارد.

برای افزایش درآمد روی مدل‌های درآمدی‌ای فکر کنید که بتواند برای شما درآمد غیرفعال یا نیمه فعال ایجاد کنید. یعنی درآمدهایی که برای به دست آوردن آن‌ها لازم نیست وقت زیادی صرف کنید.

ثروت زیادی که عموم مردم علاقه دارند به آن برسند، زمانی برای آن‌ها در دسترس خواهد بود که درآمد آن‌ها از منابع مالی دیگران و یا از منابع کاری دیگران به دست بیاید. توانایی ایجاد درآمدهای غیرفعال مصداق بارزی از هوش مالی است.

جمله معروفی هست که می‌گوید: «اگر نتوانید کاری کنید که حتی در زمان خواب هم پول در بیاورید، ناچارید تا آخر عمر برای به دست آوردن پول، به دنبال آن بدوید!»

با کمی دقت، متوجه می‌شوید که در اطراف ما روش‌های زیادی برای ایجاد درآمد غیرفعال وجود دارد؛ مثلا:

  • اجاره ملک مانند اجاره خانه، مغازه یا زمین کشاورزی؛
  • اجاره انواع ماشین‌آلات مانند مثل بتن‌ریز، ویبراتور، کمپرسی و تراکتور؛
  • سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی مانند بازار سکه، طلا، ارز و بورس؛
  • و ده‌ها نمونه دیگر…

در این روش‌ها، هدف این است که فرد، به طور مستقیم درگیر درآمدزایی نباشد و بتواند از طریق سرمایه خود، درآمد ایجاد کند. در واقع درآمد غیرفعال رسیدن به نقطه‌ای است که فرد دیگر برای پول کار نکند و پول مانند یک ابزار یا وسیله برای او کار ‌کند.

برای آشنایی بیشتر با نحوه ایجاد درآمدهای غیرفعال پیشنهاد می‌کنم روی لینک زیر، کلیک کنید و مقاله «چگونه درآمدهای غیرفعال ایجاد کنیم؟» را مطالعه کنید.

—***—

ممنون از این‌که با خلاصه مطالب کافه پول قسمت اول همراه من بودید. بسیار خوشحال می‌شوم درباره مباحث ارائه‌شده در گزارش، سوالات‌تان را در بخش نظرات بپرسید تا در نخستین فرصت به آن‌ها پاسخ دهم و اگر تجربه‌ای دارید، ممنون می‌شوم بازگو کنید.

 

پیروز و ثروتمند باشید، عبدالحکیم بائی.

برای اطلاع از آخرین مطالب و رویدادهای آموزشی و تحلیل‌ها، عبدالحکیم بایی را اینستاگرام دنبال کنید.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید