چگونه اخبار مالی و اقتصادی را بسنجیم؟

در گوشه و کنار زیاد می‌شنویم که «گولمان زدند»، «سرمان دوباره کلاه رفت»، «مگر نمی‌گفتند فلان اتفاق می‌افتد؟ پس چرا نیفتاد؟» و یا «چرا همیشه تصمیم‌های بد مالی می‌گیرم؟»

به نظر شما چرا چنین می‌شود؟ تقصیر دولت است؟ تقصیر خودمان است؟ تقصیر رسانه‌هاست؟ مقصر اصلی اتفاقات مختلف در زمینه‌های اقتصادی و مالی چه کسانی هستند؟ نکند خودمان بدشانس هستیم و هرکاری می‌کنیم ازنظر مالی پیشرفت نمی‌کنیم؟

به نظر من، اینکه بر اساس اخبار و شایعات و حرف‌های این و آن تصمیم‌گیری می‌کنیم و در تصمیم‌هایمان شکست می‌خوریم، مقصرش خودمان هستیم. البته نمی‌خواهم بگویم بی‌ثباتی‌های اقتصادی یا تصمیم‌های مسئولان کشور خیلی خوب است یا تأثیری در شکست‌های مالی هریک از ما ندارد، نه!

اما شاید اگر «سواد رسانه‌ای‌مان» را در برخورد با اخبار و صحبت‌هایی که می‌شنویم کمی بالاتر ببریم، در دام کسانی که از انتشار این شایعات سود می‌برند، نیفتیم و نگذاریم به اهدافشان برسند.

در قسمت ۲۶ دورهمی مجازی کافه پول (که یکشنبه ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۹ برگزار شد)، کوشیدم برای مخاطبینم دام‌های مختلفی را که افراد سودجو پهن می‌کنند تا جیبشان را خالی کنند معرفی کنم و راهکارهایی به آن‌ها بدهم که بتوانند تشخیص دهند کدام اخبار واقعی است، کدام شایعات را نباید باور کنند و به‌طورکلی فریب نخورند.

در ادامه با من همراه شوید تا گزیده‌ای از مباحث مطرح‌شده در این دورهمی مجازی را برایتان بازگو کنم.

لینک‌های مرتبط:

بخوانید: تحلیل‌های هفتگی بازارهای طلا، سکه و دلار

ثبت‌نام کنید: ثبت‌نام در جدیدترین رویداد کافه پول

عضو شوید: کانال تلگرام کافه پول

 

-***-

هرچه می‌بینید و می‌خوانید باور نکنید

در کافه‌ پول‌های قبلی، بارها به این نکته اشاره کردم که هر چیزی را باور نکنید. راستش را بخواهید من به این نکته معتقدم که گسترشِ رسانه‌ها نه‌تنها آگاهی را بیشتر نمی‌کند؛ بلکه رسانه‌ها هرچه دسترس‌پذیرتر می‌شوند، دروغ‌گویی‌شان هم بیشتر می‌شود و دام‌هایشان برای جهت‌دهی به افکار ما وسیع‌تر و نزدیک‌تر!

همین حالا هم برای پذیرشِ واقعیت دیر است: رسانه‌ها دروغ می‌گویند. اگر همین نکته ساده را ملکه ذهنمان کنیم که هر رسانه‌ای جهت‌دهی خاص خودش را دارد و به‌جایی وابسته است، این منجر می‌شود که در برخورد با رسانه‌ها دیده شک داشته باشیم و اجازه ندهیم هرچه گفتند را باور کنیم.

 

آیا بلدیم از مهم‌ترین منابع اطلاعاتی چطور استفاده کنیم؟

رسانه! مهم‌ترین منبع اطلاعاتی ما هستند. رسانه منظورمان فقط خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها نیست. هر رسانه‌ای که وقت بیشتری را در آن می‌گذرانید، می‌تواند جهت‌دهی بیشتری به ذهن شما بدهد. اگر نتوانیم با ابزار رسانه به‌درستی کارکنیم و تعامل داشته باشیم، عواقب بدی در انتظار ما، پول‌های ما و سرمایه‌های ماست.

 

وظیفه رسانه‌ها: درد و رنج ما را از اتفاقات، تلطیف می‌کنند!

یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه‌ها، به‌خصوص رسانه‌های رسمی ارگان‌هایی که سودجویی می‌کنند و اتفاقات بد را رقم می‌زنند، تلطیف اوضاع و کاهش درد و رنج ماست.

آن‌ها با روش‌هایی مثل آلودن اتفاقات بد به طنز، کاری می‌کنند که این اتفاقات برایمان باورپذیرتر شود و رنجش برایمان قابل‌تحمل‌تر!

مثلاً شما به یک قضیه خیلی مهم مثل گران شدن بنزین معترض هستید، اما رسانه‌ها دائماً برای آن جوک می‌سازند تا اثر روانی آن را بر ذهن شما تلطیف کنند و کاری کنند که شما با خود بگویید: «آن‌قدرها هم چیز مهمی نیست که بخواهد اعصابم را به هم بریزد!»

 

چند نمونه از ترفندهای رسانه‌ها برای فریب ما

همان‌طور که گفتم، باید با بالا بردن سطح سواد رسانه‌ای‌مان کاری کنیم که گول نخوریم! در اینجا چند ترفند ساده رسانه‌ها برای حقه زدن به ما با آمار و ارقام را بخوانید:

سوءاستفاده از عدد و درصد به‌جای همدیگر

در این روش، گاهی به خاطر اینکه گفتن عدد قیمت یا هزینه بار منفی دارد، آن را با درصد بیان می‌کنند تا بار منفی‌اش کم شود (یا بالعکس).

مثلاً اعلام می‌کنند حقوق کارمندان فرضاً 500 هزار تومان افزایش می‌یابد! این 500 هزار تومان عددی قابل‌توجه است. درحالی‌که اگر این 500 هزار تومان را نسبت به تورم سالیانه کشور در نظر بگیریم، رقم بسیار پایینی است. یا اگر درصدش را حساب کنیم،‌ فرضاً فقط ۱۰ درصد افزایش را نشان می‌دهد. درحالی‌که تورم، بالای ۴۰ درصد است. اینجا گفتن درصد به صلاح نبوده و درنتیجه معادل ریالی یا تومانی آن مطرح می‌شود.

 

کارشناسان خیالی و آمارهای ساختگی!

رسانه‌ها با استناد به نظرات واهی کارشناسی (!) تلاش می‌کنند شایعه‌ای را واقعی جلوه دهند یا زهر یک خبر منفی یا اتفاق بد را بگیرند.

مثلاً به این بخش از خبر دقت کنید: «کارشناسان بیان کرده‌اند که افزایش قیمت بنزین، تأثیر آن‌چنانی بر قیمت‌ سایر اجناس ندارد.» درواقع نقش کلمه «کارشناسان» در اینجا برای این است که موضوع برای شما باورپذیرتر شود.

روش بعدی آن‌ها این است که با استناد به آمارهای خیالی و بدون منبع،‌ تلاش کنند که یک موضوع را در ذهن شما جا بیندازند.

جابه‌جا کردن مبدأ و سال پایه

یکی از شگردهای رسانه‌ها برای گول زدن ما و درنهایت کاهش درد ناشی از رنج به وجود آمده، این است که مبدأ و سال پایه را عوض می‌کنند.

مثلاً می‌گویند میزان نقدینگی نسبت به سال ۹۵، فلان درصد افزایش‌یافته است. ولی دو سال بعد برای دادن آمار نقدینگی، سال پایه را فرضاً سال ۹۷ در نظر می‌گیرند تا «اینکه نقدینگی نسبت به سال ۹۵ به‌شدت افزایش‌یافته است» را کمرنگ‌تر جلوه دهند. این حقه، برای ارائه آمارهایی منفی مثل آمار بیکاری، تورم و یا نقدینگی کاربرد فراوانی دارد!

تغییر محتوای سبد و تورم

همه ما حتی اگر به‌صورت آکادمیک هم چیزی در مورد تورم و نقدینگی و مفاهیمی همچون گرانی ندانیم، آن را در زندگی‌مان حس می‌کنیم.

ما حس می‌کنیم که مثلاً قیمت شیر و مرغ و برنج، در مقایسه با سال قبل فرضاً ۵۰ درصد گران شده است؛ اما دولت، این ۵۰ درصد سالیانه را ۲۵ درصد اعلام می‌کند. چطور؟

آن‌ها در سبدی که تورمش را حساب می‌کنند، چیزهایی را می‌گنجانند که فرضاً قیمتشان نسبت به سال قبل کمتر رشد کرده باشد و درنتیجه با این کارها، تلاش می‌کنند نرخ تورم اعلامی را کمتر از چیزی که در واقعیت وجود دارد جلوه دهند.

سوءاستفاده از سوگیری‌های شناختی

در کافه پول‌های قبلی بارها برخی از سوگیری‌های شناختی را باهم بررسی کردیم و دیدیم که چطور این سوگیری‌ها می‌توانند ما را در تصمیم‌گیری‌های مالی دچار مشکل کنند. یکی از کارهای رسانه‌ها، سوءاستفاده از سوگیری‌های ماست.

سوءاستفاده از سوگیری‌های شناختی آدم‌ها، یکی از قدرتمندترین ابزار برای دروغ گفتن است. برای شناسایی سوگیری‌های شناختی و نحوه مدیریت این سوگیری‌ها بیشتر بخوانید، چون در مواجهه با رسانه‌ها حسابی به کارتان می‌آید.

 

چگونه با آمار فریب نخوریم؟

ترفندهایی که با استفاده از آن، با آمار به ما دروغ می‌گویند، ‌البته بسیار بیشتر از فهرستی است که در بالا به آن اشاره کردیم. ترفندهایی مثل «جابجایی در سرفصل‌های ترازنامه حسابداری»، «یافتن تحلیلی که ایده شما را پشتیبانی کند» و یا «سؤال‌ها و جواب‌های جهت‌دار»؛ اما چه کنیم که در مواجهه با این آمارها فریب نخوریم؟

اول: ببینید چه کسی آن را گفته!

هرچه شنیدید ببینید چه کسی آن را گفته! آیا هرکسی چیزی گفت باید باور کنیم؟ شما باید اعتبار فردی که قضیه‌ای را در رسانه‌ای به گوش شما رسانده بررسی کنید. ببینید آیا صلاحیت اظهارنظر در آن مورد را داشته؟ فرد معتبر و خوش‌نامی هست؟ در این حوزه مطالعات جدی داشته؟ تجربه‌ای در این زمینه داشته؟

دوم: از کجا می‌داند؟

به منبع خبری که به دست شما رسیده و منبعی که فرد گوینده به آن استناد کرده دقت کنید. ببینید آن منبع به‌اندازه کافی معتبر هست یا خیر.

 

 

سوم: از خود بپرسید: «ممکن است گوینده به چیزی توجه نکرده باشد؟»

از خود این سؤال را بپرسید که آیا کسی که دارد این آمار را می‌دهد، همه جوانب را در نظر گرفته یا فقط جوانبی که به نفع او باشد؟

چهارم: آیا ممکن است کسی دستکاری کرده باشد؟

هر چیزی که خواندید و هر آماری که شنیدید، باید از خود بپرسید: «آیا ممکن است کسی یا سازمانی این آمار را دستکاری کرده باشد؟ از کجا می‌توانم متوجه شوم که این آمار دستکاری شده یا ارگانیک است؟»

پنجم: آیا باعقل جور درآید؟

یکی از مهم‌ترین نکات در برخورد با آمارهایی که می‌‌بینید و می‌شنوید این است که ببینید باعقل جور درمی‌آید یا خیر.

البته لزوماً آماری که باعقل شما جور درنیاید، نمی‌تواند اشتباه باشد؛ اما گاهی وقت‌ها آمار ارائه‌شده به‌راحتی مرزها را شکسته یا از روند طبیعی خود خارج‌شده. اینجاست که باید به‌درستی آن مشکوک شوید!

 

سخن پایانی؛ بازهم فریب خواهید خورد…!

متأسفانه باید بگویم حتی اگر استاد سواد رسانه‌ای و سواد آماری هم باشید، به‌احتمال فراوان، بازهم فریب خواهید خورد.

چون همان کسانی که این دروغ‌ها را می‌سازند هم بیکار ننشسته‌اند. همان‌طور که شما سواد رسانه‌ای‌تان را بالا می‌برید، روش‌ها و شگردهای تازه‌ای هم برای فریب شما به وجود می‌آیند.

مهم این است که هرگز از یادگیری و آموزش دست نکشید تا همیشه به‌روز باشید. امیدوارم هیچ‌وقت در دام دروغ‌های آماری نیفتید!

 

‌-***-

ممنون از این‌که با خلاصه مطالب کافه پول ۲۶ همراه من بودید. بسیار خوشحال می‌شوم درباره مباحث ارائه‌شده در گزارش، سوا لاتتان را در بخش نظرات بپرسید تا در نخستین فرصت به آن‌ها پاسخ دهم و اگر تجربه‌ای دارید، خوشحال می‌شوم بازگو کنید.

 

پیروز و ثروتمند باشید

عبدالحکیم بائی

برای اطلاع از آخرین مطالب و رویدادهای آموزشی و تحلیل‌ها، عبدالحکیم بایی را اینستاگرام دنبال کنید.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید